روزهای نحس و نحوست ایام

و نگاهی به قرآن و حدیث

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


ماده (ن)(ح)(س) سه بار در قرآن آمده :

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ﴿19قمر
ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم

فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا

وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَىٰ وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ ﴿16فصلت
سرانجام تندبادی شدید و هول‌انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم؛ و عذاب آخرت از آن هم خوارکننده‌تر است، و (از هیچ طرف) یاری نمی‌شوند!

یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ ﴿35رحمن
بر شما شعله هایی از آتش بی دود و دود آتش آلود فرستاده خواهد شد، در نتیجه نمی توانید یکدیگر را [برای دفع عذاب] یاری دهید!

نحس : أصل النحس أن یحمر الأفق فیصیر کالنحاس. أی لهب بلا دخان، فصار ذلک مثلا للشؤم. (مفردات راغب)
اصل نحس به معنای قرمزی افق و شبیه نـُـحاس (مس یا سرب مذاب) یا آتش بدون دود است. که برای شومی مثل شده است.

خب گذشته از آیه سوم ، دو آیه اول مربوط به هلاکت قوم عاد با «ریح» و «صرصر» است. منظور از «ایام نحسات» هم 7شب و 8 روزی است که باد عذاب بر انها وزید : سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُومًا [7حاقة]

در باب اینکه آیا کلمه «مستمر» در آیه مورد بحث ، صفت روز است یا نحس، بحثهایی شده است.

ظاهر آن است که شومی و مبارکی روزها در اثر اتفاقاتی است که در آنها می‏افتد. مثلا میگوییم روز بیست و هفتم رجب روز مبارکی است چون که بعثت خاتم الانبیاء «صلی الله ‏علیه و اله» در آن بوده و یا بیست و هشتم ماه صفر، شوم است که آن حضرت از دنیا رفته، و گرنه وقت من حیث وقت، و زمان من حیث زمان به شومی و برکت توصیف نمی‏شود و یا اینکه فرموده «لیلةالقدر خیر من الف شهر» از آن جهت است که قرآن در آن نازل شده و تقدیرات سالانه در آن شب است و یا عبادت آن بهتر از هزار ماه است.

بنابراین راجع به قوم عاد که قرآن «اَیّامٍ نَحِسات» یا «فی یَومِ نَحسٍ» فرموده برای آنست که قوم عاد در آنروزها هلاک شدند و نحوست در اثر عذاب بود نه در زمان من حیث زمان.

در تحف العقول از حسن بن مسعود نقل شده که :

به محضرامام علی النقی علیه السلام مشرف شدم در راه انگشتم زخم برداشت و سواری بر من تنه زد و به میان جمعی انبوه وارد شدم که قسمتی از لباسم را پاره کردند.
گفتم : «کَفانِیَ اللهُ شَرَکَ مِنْ یَوْمٍ فَمااَیْشَمَکَ» ای روز، خدا مرا از شر تو کفایت کندچه روز شومی؟!
امام علیه السلام چون این بشنید فرمود :
«یا حَسَنُ هذا وَاَنْتَ تَغَشانا تَرْمی بِذَنْبِکَ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ» ای حسن پیش ما می‏آیی و گناه خویش را به کسی بی‏گناه نسبت می‏دهی؟!
گوید : عقل من به خودم برگشت و متوجه خطای خود شدم. گفتم: آقای من از خدا آمرزش می‏خواهم فرمود :
«یا حَسَنُ ماذَنْبُ الْاَیَّامِ حَتَّی صِرْتُمْ نَتَشَّئَمُونَ بِها اِذا جُوزَیْتُمْ بِاَعْملِکُمْ فیها» ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون با اعمالتان مجازات می‏شوید روزها را شوم می‏پندارید. ... تا فرمود :
«لاتَعْدُ وَلاتَجْعَلْ لِلْاَیَام صُنْعاً فی حُکْمِ اللهِ، قالَ الْحَسَنُ : بَلی یا مَوْلایَ» دیگر چنین مگو و روزها را در کار خدا دخیل ندان، گفت: چشم مولای من.

حدیث صریح است در اینکه زمان و وقت را سعد و نحسی نیست.

در وسائل کتاب حج ابواب آداب السفر باب هشتم نقل شده :

بعضی از اهل بغداد بابی الحسن ثانی علیه‏السلام نوشتتند و از مسافرت در آخرین چهارشنبه ماه سوال کرد.
امام علیه‏السلام در جواب نوشت : هر که در آخرین چهارشنبه ماه بقصد مخالفت با اهل فال بد خارج شود از هر آفت محفوظ بوده و از هر بلا معاف شده و خدا حاجتش را قضا خواهد فرمود.
حدیث شریف نحس بودن چهار شنبه را نفی می‏کند.

در باب چهارم در ضمن حدیثی امام صادق علیه‏السلام روز دوشنبه را شوم فرموده که «فَقَدْنافیهِ نَبِینَّا وَ ارْتَفَعَ الْوَحْیُ عَنَّا» شوم بودن در اثر رحلت آن حضرت و برداشته شدن وحی است. نه اینکه ذات روز شوم باشد. (رجوع شود به وسائل ابواب آداب سفر)

با تدبر در روایات قطع نظر از سند آنها خواهیم دید نحوست و برکت آنها به ملاحظه واقعاتی است که در آنها رخ داده است.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید