حیوانات ماموران خدا

1. در ماجرای گاو بنی اس»رائیل، تکّه ‏ای از بدن گاو، مقتول را زنده می‏کند و او قاتل خود را معرّفی می‏ کند. «انّ اللّه یأمر أن تذبحوا بقرة[1]

2. عنکبوت، پیامبر را در غار حفظ می‏ کند. «الّا تنصروه فقد نصره اللّه»[2]

3. کلاغ، معلّم بشر می‏ شود. «فبعثه اللّه غرابا»[3]

4. هدهد، مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس می‏ شود. «اذهب بکتابی هذا»[4]

5. ابابیل، مأمور سرکوبی فیل سواران می‏ شود. «و ارسل علیهم طیرا ابابیل»[5]

6. اژدها، وسیله‏ی حقّانیّت موسی می‏ شود. «هی ثعبان مبین»[6]

7. نهنگ، مأمور تنبیه یونس می‏ شود. «فالتقمه الحوت»[7]

8. موریانه وسیله‏ی کشف مرگ سلیمان می‏ شود. «تأکل منساته»[8]

9. سگ اصحاب کهف مأمور نگهبانی می‏ شود. «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید»[9]

10. چهار پرنده سبب اطمینان ابراهیم می‏ شود. «فخذ اربعة من الطیر»[10]

11. الاغ، سبب یقین عُزیر به معاد می‏ شود. «و انظر الی حمارک»[11]

12. شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهی می‏ شوند. «و البُدن جعلناها لکم من شعائر اللّه»[12]

13. حیوان، وسیله‏ی خداشناسی می‏ شود. «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»[13]