با این که اصلا مایل نبوده ونیستم در وبلاگم چیزی غیر از اطلاعات قرآنی  بیاورم ولی امروز صبح که این مطلبو از جام جم خوندم آنقدر خنده ام گرفت که حیفم اومد شما را از این خندیدن محروم کنم

قابل توجه عزيزان اراذل!

از آنجا که با شروع مرحله دوم از طرح افزايش امنيت اجتماعي و برخورد با عوامل ايجاد ناامني و بي ناموسي در جامعه ، برخي از دلسوزان بالاي 80 درصد سوختگي در مسائل فرهنگي در پاره اي از جرايد يوميه دلسوزتر از دولت و ملت ، پيشنهاد داده اند که با جماعت اراذل و اوباش بايد به شيوه فرهنگي برخورد کرد و از روشهاي قهرآميز - که ممکن است باعث شکستن دل اين اراذل مورد اشاره شود - اجتناب کرد، ذيلا به چند فقره برخورد 100درصد فرهنگي درجه اعلا با چند تن از اوباش و اراذل معروف و مطرح در سطح محلات تهران اشاره مي کنيم


برخورد اول ، منطقه نظام آباد، اسي مگسي :

 بلندگوي پليس:

عزيزم ، اسي جون! مي دونيم تقصير تو نيست.
تقصير اون دوستاي نابابته. بيا از پناهگاه بيرون ، اين کتاب گرانسنگ «آيين دوست يابي» آقاي ديل کارنگي را بگير، برو مطالعه کن ، ببين چقدر دوست خوب ريخته است. باور کن بالکل (و بدون استفاده از الکل) عوض ميشي. تو خيلي خوبي...تو خودت قند و نباتي...خيلي ها معتقدند که تو شکلاتي ، شکلاتي.

 
برخورد دوم ، کيانشهر، پژمان گوريل:

 بلندگوي پليس:

 گوريل خوشگلم ، اون قمه رو بنداز بيا بغل عمو!
بيا تا با روشهاي فرهنگي باهات شديدا برخورد کنم. تا کي عربده کشي؟ تا کي چاقو کشي؟ تا کي قمه کشي؟...بيا زندگي را بدزديم و آنگاه ، ميان دو ديدار قسمت کنيم... طوري که به من اطلاع دادند، تو مثل گلي و از ظاهرت پيداست که ناز و خوشگلي ؛ با اين همه اوباشي ، باز توي دلي...بيا عيشتو بچينم!

 
برخورد سوم ، زير پل سيدخندان ، قادر دالتون:

بلندگوي پليس:

 اي عزيزان اوباش! پا روي قانون گياه نگذاريد... زندگي آتشگهي ديرينه پابر جاست...از محبت خارها گل مي شود...مشکي رنگ عشقه...گل همه رنگش خوبه ، اوباش قشنگش خوبه...کافي است يا که باز هم ادامه بدهم؟
نرم شديد يا که بياييم نرمتان کنيم؟...آخه چرا به راهکارهاي فرهنگي توجهي نداريد؟ شما اصلا مي دانيد شوراي فرهنگ عمومي يعني چه؟ شما چقدر با فرهنگستان زبان و ادب فارسي آشناييد؟...


صحنه آخر:

 تمام اراذل و اوباش هر سه منطقه مثل بچه آدم تسليم پليس شده ، در حالي که دست هر کدام مقداري بن کتاب و يک دوره فرهنگ دهخدا ديده مي شود، دارند با همه اهالي محل مصافحه و ديده بوسي مي کنند. خدا اين روشهاي فرهنگي را از ما نگيرد و ايضا پاره اي از دلسوزان فرهنگي را!


رضا رفيع