رنگ در قرآن

روز يكشنبه هفدهم ارديبهشت ماه، هم زمان با برگزاري نوزدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، نشست تأملي بر مباني عرفاني رنگ درهنرهاي سنتي با سخنراني دكتر حسن بلخاري و با حضور استادان، هنردوستان و دانشجويان هنر در سراي اهل قلم برگزار شد.

دكتر بلخاري در اين ميزگرد به بررسي معراج نامه ها و هنر قدسي پرداخت و بنيادهاي عرفاني رنگ را مورد بحث و بررسي قرار داد و گفت: «در نگارگري ايراني-اسلامي رنگ از عالم واقع تبعيت نمي كند و نقاش و نگارگر به عالم واقع مقيد و متعهد نيست و اين بيانگر نگاهي متفاوت به رنگ است كه خود ناشي و متأثر از ديدگاهها و نظريه هاي عرفاني نگارگران ما در مورد مفهوم رنگ است.»

وي گفت: «در بررسي و تبيين مسائل عرفاني و رنگهايي كه در نگارگري ايراني به كار رفته است، گاه به نظريه هاي قدرتمندي برمي خوريم. البته دليلي براي اثبات پيوند نگارگران با آراي عرفا در خصوص رنگ نداريم، يعني چنين اقوال صريحي نداريم كه مثلاً نگارگري بگويد من از مكتب عرفاني نجم الدين كبري يا علاء الدوله سمناني يا... چيزهايي را برگرفتم و در آثار خود به كار بردم.»

دكتر بلخاري در تشريح مصداقهاي عرفاني رنگ گفت: «در قرآن آيه اي داريم كه به اثر رواني رنگ اشاره دارد: قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها قال انه يقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسرالناظرين. خداوند از رنگ زرد زرين صحبت مي كند كه سبب بهجت و سرور بينندگان مي شود.»

وي با اشاره به مسئله معراج تصريح كرد: «پيامبر اكرم (ص) در شرح برخي از منازل معراج، بر الوان تأكيدي جدي دارد و به گنبدي اشاره مي كند كه چهار جوي از آن روان بود و ستوني به چهار رنگ سبز و سرخ و زرد و سپيد بود. علي (ع) نيز حديثي دارد مبني بر اينكه خداوند عرش را از رنگهاي سرخ و زرد و سبز و سفيد آفريد.»

دكتر بلخاري در ادامه سخنان خود، بحث انسان نوراني را در قلمرو عرفان مطرح كرد و ضمن اشاره به ديدگاه شيخ اشراق در اين خصوص، گفت: «انسان نوراني تمثل مادي انسان كامل است. علاء الدوله سمناني بر اساس هويت انسان نوراني، هنگامي كه از هفت مرحله وجودي انسان سخن مي گويد، هر مرحله را به يكي از پيامبران نسبت مي دهد و براي هر مرحله رنگ خاصي را بيان مي كند.» وي گفت: «البته قبل از علاء الدوله سمناني، نجم الدين كبري هنگام شرح هفت منزل يا هفت مرحله سير و سلوك، براي هر منزلي از رنگ خاصي استفاده مي كند و در نهايت سالك به جايي مي رسد كه رنگها نمايانگرسطح سلوك اوست.»

دكتر بلخاري ضمن نقل اين مطلب از نجم الدين كبري كه: از اين پس راستيهاي مينوي با رنگها نمايانده خواهد شد، زيرا اكنون ميان رنگها و بينش دروني او هم نوايي پديد آمده است، گفت: «اين مطالب مربوط به قرن پنجم است و ما در آن زمان عرفايي داشتيم كه منازل عرفاني را با استناد به رنگها توصيف مي كردند.»

وي درباره رنگ از ديدگاه عرفاي اسلامي، به نقل از نجم رازي گفت: «و چون ظلمت نفس كمتر شود و نور روح زيادت گيرد، نوري سرخ مشاهده شود و چون نور روح غلبه گيرد، نوري زرد پديد آيد (ايمان) و چون ظلمت نفس نماند، نوري سپيد پديد آيد (اسلام) و چون نور روح با صفاي دل استخراج گيرد، نوري سبز پديد آيد (نفس مطمئنه) و چون دل به تمامي صافي شود، خورشيد در كمال اشعه در آينه صافي ظاهر شود و پديد آيد كه البته نظر از كدورت شعاع بر او ظفر نيابد.»

سخنران اين جلسه سراي اهل قلم به نور سياه يا تاريك در انديشه عرفاي اسلامي اشاره كرد و با طرح اين سؤال كه مگر نور مي تواند سياه باشد، به تبيين آن از ديدگاه ابن عربي پرداخت و گفت: «عارف به جايي مي رسد كه هيبت عظيم نور سياه بر جان و دل او هويدا مي شود. عرفاي ما گفته اند كه نور سياه در آن مرحله آخر كه يورش مي آورد و نابود مي كند، هر گونه تعين وجود سالك و عارف از بين مي رود.

وي به وجود رنگ در آراي علاء الدوله سمناني اشاره كرد و گفت: «او در رنگ شناسي اجزاي انسان نوراني، لطيفه نفيسه يا لوح وجود انسان را آبي رنگ مي داند، زيرا نفس بر كدورت ماده فائق آمده و پا به عالم صورت گذاشته است... و در نهايت لطيفه محمديه است كه سبز درخشان است.»

وي در پايان سخنان خود گفت: «در اين نگاه گذرا، در مي يابيم كه عرفا براي ذكر منازل خودشان از نمادهاي رنگي استفاده كرده اند. حال در مورد اينكه نگارگري ما كه سه بعدي نيست و دو بعدي است، و به قول بسياري بيانگرعالم خيال و مثال است، از اين نماد رنگي استفاده كرده يا نه، سند مشخص و روشني وجود ندارد؛ اما نسبتها چنان تنگاتنگ و قوي است كه مي توانيم اين تئوري را بسازيم كه نگارگر ايراني در استفاده متفاوت از رنگ، قطعاً به متون عرفاني مراجعه كرده است.»


اطلاعات بيشتر:

سخنراني « تأملي در مباني عرفاني هنرهاي سنتي »