داستان حضرت نوح(ع)

داستان حضرت نوح از قديم ترين داستان هاي پيامبران و امت هاي گذشته است. قوم نوح به پرستش خدايان ساختگي روي آورده بودند و حضرت نوح بارها و بارها سعي در آگاه نمودن آنان كرده بود ولي هر بار او را تكذيب مي نمودند و به بهانه هاي  مختلف كه اوبشري همچون ديگر انسان هاست از وي نافرماني مي كردند. حضرت نوح با دعوت ايشان به انديشيدن در مورد هفت آسمان، پرتو افشاني خورشيد و نور ماه و نيز يادآوري نعمت هاي زمين از آنها مي خواست كه به خداي واحد ايمان آورند اما، آنان هر بار بيش از پيش خداوند را منكر شده و او را دروغگو انگاشتند و مي گفتند:

32 هود:

قالوا يـنوح قد جـدلتنا فاكثرت جد‌لنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصـدقين

گفتند: اي نوح براستي با ما مجادله كردي و چه مجادله دور و درازي هم با ما كردي و اگر راست ميگویی هر چه به ما وعده می دهی (هم اكنون بر سر ما) بياور.

آنگاه به نوح وحي شد كه از قوم تو جز كسانی كه تاكنون ايمان آورده اند ايمان نخواهند آورد و از آنچه كرده اند اندوهگين مباش.

هود :37

و اصنع الفلك باعيننا و وحينا و لا تخـطبني في الذين ظلموا انهم مغرقون

و كشتي را زير نظر ما و وحي ما بساز و درباره كساني كه ستم ورزيده اند سخن مگو،كه ايشان غرق شدني اند.

آنگاه نوح(ع) به دستور خداوند كشتي ساخت و فرمان خداوند نيز سر رسيد و آب از چشمه ها فوران كرد و باران عظيمي باريدن گرفت و سيلاب و طوفان شديدي در گرفت.

سپس به فرمان خداوند مومنان به كشتي سوار شده و از هر جفت جانوري نيز دو تا بر كشتي وارد نمود.

هر لحظه بر ميزان آب هاي نازله و چشمه ها افزوده می شد و كافرين كه پسر نوح نيز همراه ايشان بود به خيال فرار از طغيان آب به كوه ها پناه بردند، اما همه آنان به فرمان خداوند در ميان آب های خروشان غرق شدند.

44 هود:

و قيل يـارض ابلعي ماءك و يـسماء اقلعي و غيض الماء و قضي الامر و استوت علي الجودي و قيل بعدا للقوم الظـلمين

و گفته شد كه ای زمين آبت را فرو ببر، و ای آسمان (بارانت را) فرو بند، و آب فروكش كرد و كار به سر انجام رسيد و (كشتی) بر (كوه) جودی نشست.

آنگاه به فرمان خداوند باران قطع شد و كشتی به سلامت بر جودی قرار گرفت و بدين ترتيب گناهكاران و كافرين به مجازات عمل خويش رسيدند.

خداوند در قرآن كريم داستان حضرت نوح(ع) را از اخبار غيبي برشمرده كه نه پيامبر و نه قوم او از آن اطلاعي نداشته اند.

49 هود:

تلك من انباء الغيب نوحيها اليك ما كنت تعلمها انت و لا قومك من قبل هـذا فاصبر ان العـقبة للمتقين

اين از اخبار غيبي است كه بر تو وحي مي كنيم، نه تو و نه قومت پيش از اين آنها را نمی دانستيد ، پس شكيبائی پيشه كن كه سرانجام نیک ، از آن پرهيزگاران است.

 

داستان حضرت نوح در قرآن كريم در آيات ذيل بيان شده است:

اعراف(59-64) ، يونس(71-73) ، هود(25-49) ، مومنون(23-31) ، شعرا(106-121) ، عنكبوت(14-15) ، صافات(75-82) ، حاقه(11-12) ، نوح(1-28).